ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

143

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

« اينان سرداران و سپاهيان اسلام هستند و اگر در اين جنگ كشته شوند چه كسى دشمن كافر را دفع خواهد كرد ؟ وقتى كه اين شهرها همه از آن تو و به فرمان تست ديگر چه نيازى به اين كار است ؟ اگر تو به مصر و قاهره حمله كنى و آنها را با خشم و خشونت بگيرى ، شكوه و هيبت اين شهرها از ميان خواهد رفت و دشمن به تصرف آنها طمع خواهد كرد و ديگر كسى نيست كه از آنها دفاع كند . از اين گونه سخنان با او گفت و چند روزى سپرى شد و درين ضمن ملك عادل به ملك عزيز پنهانى پيام داد و سفارش كرد كه قاضى فاضل براى صلح بفرستد . قاضى فاضل به خاطر مقام بلندى كه نزد صلاح الدين داشت ، در خانواده صلاح الدين نيز محترم بود و به حرفش گوش مىدادند . بنابر اين قاضى فاضل به نزد آن دو حاضر شد و مذاكرات صلح جريان يافت و گفتند و شنيدند و برخى از تصميم‌ها بهم خورد و سرانجام قرار بر اين شد كه ملك افضل بيت المقدس و همه شهرهاى فلسطين و طبريه و اردن و آنچه در اين هنگام بدست داشت ، از آن وى باشد ، عادل نيز تيولى را كه سابق داشت به دست آورد و در مصر پيش ملك عزيز عثمان بماند . سبب اختيار اين وضع آن بود كه اميران اسدى و كردان ، خواهان ملك عزيز نبودند و به ملك عادل مىگرويدند . از اين رو ، ملك عزيز نمىتوانست او را از آنچه مىخواست ، باز دارد . وقتى كار بدين گونه ترتيب داده شد و پيمان بستند ، ملك افضل به دمشق بازگشت و ملك عادل نيز در مصر پيش ملك عزيز ماند .